تبليغاتX
ماه گشت mowj.ir
مجله ای در مورد علوم انسانی و های تک

در اینجا شاهد یک قاب عکس دیجیتال منحصربفرد از Kairen ژاپن هستید. Kairen DF24B مجهز به صفحه نمایش LCD (QVGA) در اندازه ۲.۴ اینچ، ساعت و حافظه داخلی برای ذخیره حدود ۲۷ عکس می‌باشد.

 

پ ن :

در قسمتی از وبسایت OPEN CULTURE لینک جالبی به چشمم خورد که شما می توانید  به کتابهای مورد علاقه خود گوش دهید. کافی است کتاب مورد نظر را ابتدا پیدا کرده و فایل mp3 آنرا دانلود نمایید. کتابهای صوتی مورد نظر انگلیسی هستند! 

از طریق این لینک  می توانید لیست نویسندگان و کتابها را ببینید.

 


+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 1:44  توسط تحریریه   | 




 چرا می​خنديم؟

مکانيسم لبخند و يا خنديدن يکی از پيچيده​ترين کنش​های رفتاری انسانهاست. اينکه چه عواملی و در چه شرايطی باعث ايجاد لبخند ميشوند هنوز بصورت دقيق و جامع مشخص نيست اما روانشناسان گمانه​زنی​های متعددی در اين باره کرده​اند که تا حدودی شرايط بروز لبخند را روشن ميکنند.

لبخند امری روانشناختی است و به حالات نفسانی اشخاص مربوط ميشود. به عبارت ديگر هرکس بر حسب ذات و شخصيت خود زودتر يا ديرتر می​خندد( يا اخم ميکند). با اين حال بنظر ميرسد بين لبخند زدن و روابط اجتماعی افراد تاثير متقابلی وجود دارد. پيچيدگی لبخند باعث نمی​شود که ما آنرا يک امر بی قاعده بناميم. لبخند و خنده مثل بقيه پديده​ها از قاعده علت و معلول تبعيت ميکنند. شناخت اين عوامل بوجود آورنده لبخند٬ مهارت طنز نويس را در خلق آثار شيرين و بيادماندنی افزايش ميدهد.

ساختار ذهن و روان آدمی بگونه​ای است که در مقابل اتفاقات٬ شنيده​ها ٬ مناظر و حتی تماس​ّای غير متعارف و معمول واکنش نشان ميدهد که بستگی به نوع و کيفيت و شدت و ضعف تاثير آن٬ در قالب اخم و گريه و يا لبخند و خنده بروز ميکند. مثلا اگر در يک روز برفی که شما بهمراه دوست ​تان در خيابان در حال عبور هستيد٬ ناگهان از بالای پشت بام يکی از ساختمانها که مشغول برف​روبی هستند٬ مقدار زيادی برف روی سر دوست شما ريخته شود٬ حرکات عجيب و غريب دوست شما در اثر سقوط برف بر روی سرش ديدنی است و همين غير متعارف بودن حرکات٬ منظره خنده​داری را در ذهن شما مجسم ميکند و باعث بروز لبخند (و يا اندوه) ميشود.
شگرد طنز نویس ٬ايجاد شوک ذهنی است. تمرين و ممارست تبحر نويسنده را در خلق اينگونه شوکها بالا می​برد. حالا از فردا نرويد پشت بام و روی سر مردم برف بريزيد تا ايجاد شوک کرده باشيد!!
ملاحظه فرموديد که همين جمله اخير٬ يک شوک ذهنی بود که شما انتظار آنرا نداشتيد. محرکهای ذهنی در همه افراد به يک ميزان اثر نميکنند و اصولا هيچ طنز نويسی قادر نيست لبخند را بر لبان همه افراد به يکسان به ارمغان آورد.
باز هم در فرصتی ديگر در اين باره خواهم نوشت.


از وبلاگ لبخند درمانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 13:55  توسط تحریریه   | 

تماس تلفنی با کاغذ

پیشرفت تکنولوژی تاثیری بر شعور انسان ندارد . از کسیکه به نص فقه و عقل معتقد نیست چه انتظاری دارید . فقط می توان گفت که به را پیشینیان نروید . آیا تاثیری دارد ؟ مسلما نه ! اینها با فطرت خودشان قبله خود را پیدا می کنند و این فضای دود زده ناشی از تقلیل فضای عقلانی و جمعی به محیط کوچک من فردی و تعمیم دادن آن به اسم استفتا از بزرگان است . اگر غیر از این بود و حدود و حد زدن با خواب و کاغذ حل می شد که فقه این همه کتاب لازم نبود . بشر در دوران نوح می ماند یا با چهار  ضرب و تفسیم به بهشت می رفت که تکوین و اختیار به چه کار می آمد ؟! نتایج حاصله را به  پای نفس سرکشی به نویسید که الحکم الا لله دیگری سر داده و از ولایت عقل به ولایت نفس پناه برده ! دنیایی که یک عقل کل در آن برای هر چیزی جواب پخته ئی بدهد از پایه با معاد عدل و عقل تکوینی تضاد دارد ! این یعنی تلاش برای تبیین برهانی که از پایه غلط است راه به جائی نمی برد !

حالا به کسی که سفسطه را دوست دارد چه می شود گفت .

 

اینهم نتیجه حاصله که مثل آب آلوده به گل است یعنی کدورتی که نتیجه پیشتر ابستادن از وسع و وظیفه است . نتیجه هر چه باشد مشمول همان خطوط بالاست :

 

 

شما مخلید !

این جمله ناقصی است که می تواند بخشی از یک قربان صدقه یا حکم اعدام باشد ! شما مخلید یعنی شما چیزی را مختل کرده اید این می تواند شامل تابش نور خورشید یا پایی باشد که روی شلنگ قرار گرفته است . اصرار مخل می تواند باعث شود تا دیگران در عزایش سپید بپوشند و هلهله کنند ! مخل می تواند موجی باشد که از خورشید ساطع می شود و گاهی شبکه های ارتباطی را مختل می کند ...

پس اختلال را باید توضیح داد . زمانی مخاطب هفتاد میلیون گوسفند شانزده ساله هستند اما چهار سال بعد اینها هفتاد میلیون گوسفند شانزده ساله نیستند ! اینها  نزدیک هفتاد میلیون گوسفند بیست ساله هستند که سال اول دانشگاه هستند و باز چهار سال بعد اینها نمی توانند همان هفتاد میلیون گوسفند شانزده ساله باقی مانده باشند چون بعضی رفته اند  و بعضی ... آمده اند . پس این اختلال را باید توضیح داد که چطور در هاله ای از ابهام همه چیز ثابت می ماند یا تعالی پیدا می کند !

حالا جز دیگر یعنی ضمیر شما نیز مجهول است معلوم نیست کی به کی اطلاق می کند . زمانی کسی روی سینه کسی نشسته بود و نفر زیرین به روئی می گفت بگو غلط کردم تا ولت کنم ! پس صرف بازگوئی ابهامات اولیه که روش رفعش را در مقدمات و همان دبیرستان هفتاد میلیونی بلدند نمی شود فرض کرد که ( شما ) از طرف کی به کی اطلاق شده !

عده ئی هم معتقدند که زمان زود می گذرد و این که همه همان طور می مانند فرضی از سر شلوغی است که گاهی منجر به این می شود که عجب بزرگ شدی با با ! ما شا الله ! یا زیاد را می گویند هزار تا یا کم  را می گویند یک یا هیچ !

حالا این جملات کلی آیا به درد کسی هم می خورد ؟ !

بله و هم نه این هم باز دو سو دارد مسلما به درد کسانی می خورد که نه مسئول حساب و کتابند و نه دبیر ند و نه با کارهای مدنی و عمومی سر و کار دارند این به درد بادگلوی فندقی می خورد که یعنی هیچ ! بدون عدد و رقم و با گنده گوئی نمی شود حکومت و دولت را چرخاند حالا این را مردم به بالا می گو یند یا بالا به مردم می گوید . همه چیز مجهول است ما را به هم گره زده اند و دارند قدس را یهودی می کنند ! مظلوم هم کسی نیست که باید از حقش بگذرد این که شما قانون خودت را داری و دعوا راه انداخته ئی دلیل نمی شود که مظلوم کنار بکشد که دعوا نشود این همان منطق زور است . زور مجموع سری کردن حقوق این مردم و امانت دادن سر رشته به دست شماست . شما هم مثل مجلس فی نفسه قدرتی نداری ! جای بدی نشسته ئی که محل سیلاب است .

پس شما مخلید از بنیان به درد نمی خورد چون باد گلوی فندقی یک امر شخصی است و امر فردی محل توجه در جمع عمومی نیست .

 حالا اگر سیصد نفر یک حرف را بزنند جمع هستند یا فرد ؟ مثلا همین شما مخلید را اگر یکصد نفر تکرار کنند این خواسته عمومی است ؟

خیر ممکن است سیصد نفر یک شعار را به دلایل مختلفی در زمان خاصی بگویند این اجتماع است چون فردیت دارد و جمع افراد است اما اگر یک صد نفر یک حرف را به دلیلی واحد بگویند محل دو اتفاق است . اول این جمع طفیلند و عقل ندارند چون عقل با عقل متحد کامل نمی شود و این محال است البته صرف عقل به ما هو عقل  نه !

همان عقول تجربی قابل حدوث در ماده ! مگر ممکن است دو نفر به یک تجربه مشترک رسیده باشند و خانواده اجتماع و توارث و تحصیل و همه چیزشان حتی مزاج یکی باشد و عین هم حرفی را بزنند ؟ این افراد طفیلند و مورد تکفل و از حقوق حقیقی محرومند و جمع حساب نمی شوند مگر همان حقوق عمومی که شامل اجازه تشکیل و تشکل نظر نمی شود با این حساب اکثریت مجلس در صورت داشتن عقاید یک سان ایدئولوژیک حق قانونی ادعای جمع یا نماینده جمع بودن را ندارد . چون عقیده یکسان مورد ادعای ایشان ناقض خرد است . چون به تکرار عقیده ئی را در زمان های طولانی مثل برهان هفتاد میلیون گوسفند شانزده ساله تکرار می کنند . که نه بزرگ می شوند و نه می زایند و نه می میرند و نه پیر می شوند ...

دوم اینکه دروغ می گویند و این حرف ها ظاهر است و فکر باطنی ایشان نیست و محل تجمع قوا و ایجاد اعتبار است مثل مهر یا نقش روی سکه که مورد توافق جمعی است بر پشتوانه ئی از قوا و خودش حقیقتی ندارد . باز تکرار این حرف در علوم معرفتی نشانه نفاق است یعنی اکثریت حاضر از یک فرم ثابت ایدئولوژیک استفده می کنند ؟! و در باطن بله ؟!

اما اگر عده ئی در زمان خاصی به دلایل مختلف و حتی مشابه روی ایده ئی متحد شوند این سمبل اجتماع است چون در آن تغییر و تمام عناصر حیات و تعامل که جوهر دین است دیده می شود ! دین در حال تکامل و در راستای فطرت مطمئنه و غیر مادی به اعتلای فرایند آزمون مادی مشغول است . یعنی حضرات متاخر از کلی غیر مادی حرف می زنند که در ماده قابل حدوث نیست اما یکی از سه بخش حیات است و فراموشی آن موجب غفلت می شود . تعیین بخش مادی شامل مرور زمان است پس تعیین در دین شمال نسبیت زمان و مکان و فرد است و تعیین نسبیت با کل . از این رو ست که میزان هر فردی زمان حال اوست و همه در این دایره هستند . کاری نکنید تا در عزای شما سپید بپوشند ! چون این امر شدنی است و مثل جمله شما مخلید همه چیزش مجهول نیست اما همه چیزش هم معلوم نیست این باز ربط دارد به راه رفتن شما و اینکه چه می کنید . از این جهت جاری کردن حدود حرام است و شامل احتیاط می شود ! ضرب و شتم شامل دیه می شود و قتل شامل دیه یا حتی قصاص ! این اسلام دین دقیقی است زمانی در مورد سه جز خودش و محل استنتاج مغلطه نکند . تا قدس را کاملا یهودی نکرده اند دست و پایتان را جمع کنید !

. آیا صد یک شکل و بی زمان می توان مصداق یهودی را مشخص کند ؟ خیر طفیلی از تعیین مصداق و تمام امور مربوط به صداق و صداقت محروم است چون امور دینی را تک ساحتی و بی مکان تعبیر می کند ! و آخر اینکه از کمال نسبی عقل محروم و یا طفره می رود .

 

ع ج

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 18:4  توسط تحریریه   | 
"میلو"؛ پسر بچه مجازی که پاسخ سئوالات را می داند!
به گزارش خبرگزاری مهر، میلو پسربچه ای نوجوان است که از فوتبال لذت برده، نقاشی می کشد و در اطراف استخر ماهی های خود به بازی مشغول می شود. هنگامی که از او درباره انجام تکالیفش سئوال کنید، دزدیدن نگاه میلو برای طفره رفتن از جواب از رفتارهای بسیار پیش پا افتاده او است زیرا تنها میلو یک پسر بچه مجازی است که قادر به برقراری ارتباط متقابل با افراد است.
هدف نهایی این نوآوری شگفت انگیز استفاده در صنعت بازیهای رایانه ای است که توسط بنیانگذار استدیوی لاین هد یعنی پیتر مولیناکس ابداع شده است. وی تا کنون بازیهایی مانند "سیاه و سفید" و "افسانه" را ارائه کرده است. این بازیها سعی دارد بازیکنان را با انتخابهای اخلاقی درگیر کرده و از احساسات واقعی افراد در بازی استفاده کند.
وی در تلاشهای اخیر خود از کنترل کننده کامل بدن مایکروسافت استفاده کرده است که در گذشته در نرم افزار ایکس باکس ۳۶۰ مورد استفاده قرار می گرفت. این کنترل کننده می تواند حرکات را در جهان واقعی حس و ردیابی کرده و آنها را به زبان بازی ترجمه کند، در این صورت بازیکن از جهان واقعی می تواند با میلو ارتباط برقرار کرد. میلو در حال گرفتن برگه کاغذ
نمونه نمایشی سه بعدی نشان می دهد که میلو می تواند با استفاده کامل از حرکات صورت، حرکات بدن و تن صدا  پاسخ افراد را بدهد. میلو حتی می تواند صحبت کرده و به شکلی بسیار طبیعی و بدون بروز هیچ رفتار غیر عادی و عجیب به جهان واقعی نگاه کند و عکس العمل نشان دهد. نمونه این رفتار زمانی دیده می شود که فرد کاغذی را از پشت نمایشگر به میلو تحویل داده و پسر بپه آن را می گیرد.
از دیگر امکانات فضای مجازی دنیای میلو امکان لمس اجسام موجود در فضای مجازی توسط افراد در جهان خارجی است. برای مثال در نمونه آزمایشی این فضا دیده می شود که فرد قادر به لمس سطح آب بوده و بر روی آن امواجی را ایجاد می کند. همچنین می توان تصویر فرد واقع را بر روی سطح آب دریاچه مجازی مشاهده کرد.
بر اساس گزارش لایو ساینس، مولیناکس معتقد است از چنین فضای مجازی علاوه بر استفاده در صنعت بازیهای رایانه ای می توان به عنوان ابزاری آموزشی نیز استفاده کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 22:31  توسط تحریریه   | 

مدتها بود مریا نمی خوردم و این مثل رای دادن نبود مثل رژیم لاغری هم نبود

من اصلا مربا دوست دارم مخصوصا شیرینش را اکا مدتی بود مربا نخورده بودم

چون درش باز نمی شد . آن موقع ها ما زورمان به شیشه های ناقص مربا نمی رسید

با آب می شستیم و خلاصه کلی تلاش ...

مربا از پشت شیشه به ما چشمک می زد و این شد که به کلی قید مربا خوردن را زدم

نمی دانم چه شد ولی باز مربا خریدم شاید گول بزرگ شدنم را خریدم اما هنوز هم درش

باز نمی شود و نه پس گرفته می شود مانده ام

که با این شیشه په بکنم اما مطمئنم که مصمم هستم . در صفحه علمی روزنامه خوانده ام که

خوردن مربا برای بدن لازم است و باید یک فکری برای این مشکل کرد


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 14:27  توسط تحریریه   | 

 

باز ی  های ته لیگی یا تشریفاتی

 

کمیته امداد همچنان در صدر جدول ماند و طرح نون پنیر محوری روی میز ماند تا مارکسیست های فسیل ایران ذوق کنند . طرح هایی که بد موقعی به هوش آمده اند . موسوی در حالی با سبد رای مطمئنی به سوی روزهای آخر می رود که محمود برای جبران ضعف هایش به خشونت های کلامی و فیزیکی روی آورده است . کروبی اما همچنان پس از دیدن نورهای صحنه انتخابات همه چیز یادش رفت  .

 به قول شاعری آذری دیگه بچه بازی شد ...

 این روزهای آخر  باید کم کم دکه ها را جمع کرد ما حرفمان را زدیم دیگر بچه بازی شد . مثل بازی های تشریفاتی .

 


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 21:46  توسط تحریریه   | 

فوتبال در فرهنگ ایران هر بار خودش را در شکلی به ما یاد آوری می کند و این بار در شکل انتخابات . اگر مناظره های انتخاباتی را به مسابقه های فوتبال تشبیه کنیم امشب به دیدار منچستر با رئال مادرید شبیه بود . تجربه متانت و اصولی که دیپلماسی برجسته و توانایی را به نمایش می گذاشت . هرچند که هنوز تا دوران درخشان سید محمد خاتمی و ترافیک نخبگان فاصله زیادی داشت اما نشان داد که زمانی که دو مرد رشید نظام پشت میز می نشینند بازی چقدر دیدنی می شود .رشید از این جهت که این دو رشد یافتگان سی سال گذشته هستند . هرچقدر محسن رضایی با گذر از فضای دیشب برای این مناظره آماده بود ، موسوی اما هنوز آزرده از جنجال های شب و روز گذشته پا به استودیوی تلویزیونی گذاشت . موسوی هنوز در فن بیان و تبدیل اجرای سنتی دولتمرد به یک فن مدرن کار دارد . برنده اولیه این مناظره محسن رضایی بود که توانست بر خلاف فضای انتخابات نهم و فارغ از آن شلوغی ها نظراتش را به شفافی بیان کند . تاکید میر حسین بر اصول جبهه مشارکت هم نتوانست جلوه مناسبی در مقابل صراحت اکادمیک نظرات محسن رضایی داشته باشد . از این نظر این دو به کیلنتون و رقیب هم حزبش در انتخابات گذشته امریکا شباهت داشتند که یکی توانایی جذب آراء و دیگری دید وسیع حقوقی داشت . از سوی دیگر برای حامیان موسوی این نکته را روشن نمود که میر حسین باید از فشارهای اجرایی کار جدا و بر روی برنامه مناظره ها و اجرای دیپلماسی متمرکز گردد و چند تیم مسئول بررسی کارگروه های فکری و اجرایی و مدیریت جاریه ستاد شوند . مناظره امشب الگوی مناسبی برای مناظره و این سنت حسنه در رسانه های ایران بود بسیار بهتر از گپ و گفت شب اول میان رضایی و کروبی !


+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 0:16  توسط تحریریه   | 

تصویر ملی

روستائی اصیل یا جانور عربده جو

این روزها ملت ایران بعد از سال ها به مدد رسانه شاهد نمایش های حداقلی از سازو کار رسانه در راستای کمک به اهداف جمهوری و کمک به اجرای اهداف انسانی اسلام است . نمی دانم اگر آقای خمینی انقلاب نکرده بودو الان آقای خامنه ای رهبر انقلاب نبود شکل مناظره اقای احمدی نژاد و آقای موسوی به چه صورت در می آمد و دایره این غوغا سالاری و اتهامات لجام گسیخته که دامن تمام دولت ها را گرفت تا کجا پیش می رفت . اما پیروز این میدان که بی شباهت به هیاهوی ملبورن نبود کاملا در چند دقیقه پایانی مشخص شد . محمود احمدی نژاد با زیر پا گذاشتن تمام اصول دولتمردی و دیپلماتیک کاملا عمدی سعی کرد تا خود را مردی محروم و روستایی نشان دهد که با تمام ضوابط کاخ قدرت و حکومت  بیگانه است . او تلاش کرد تا با نمایش یک روستایی در شهر دل مردم ساده دل و زحمتکش روستایی را با حرف های غیر قابل سنجش به دست آورد . عجیب اینکه احمدی نژاد هنوز هم فکر می کند که هاشمی رفسنجانی برای این دوره کاندید ریاست جمهوری شده است و تئوری توطئه بافی خود را از کشورهای هم مرز به طرز خطرناکی به داخل مرزها و نظام کشانده و یاران خود را در یک اشتباهات محاسباتی به تعداد قلیلی که به راحتی خلع سلاح شده اند تقلیل داد . او سعی کرد تا با قرار دادن رهبر در مقابل مردم و امام هزینه های حمایت رهبری را نیز افزایش داده و تا حد امکان این حمایت ها را برای ایشان دشوار نماید . از سوی دیگر بسیاری بر این گمانند که بلافاصله پس از رفع ملاحظات انتخاباتی و امنیتی امکان شکایات افراد حقیقی مثل آقای ناطق نوری از این اظهارات که در فضایی عمومی و خارج از دادگاه و وکیل و غیره مطرح می شود خواهد بود . احمدی نژاد در پایان این مناظره با رای رحیم کریم مشائی و تعدادی از بسیجیان دفتر ریاست جمهوری به خانه بازگشت .

تا نشان دهد که روحیه محله محوری هنوز از دوران کوتاه خدمات شهری در ایشان باقی مانده است .

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 1:23  توسط تحریریه   |