تبليغاتX
ماه گشت
ماه گشت
مجله ای در مورد علوم انسانی و های تک
 
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 توسط تحریریه |
چناچنه به طور رومزره به زبان فارسي صبحت مي کيند، با کمي تلاش خاوهيد تواسنت

 اين نوتشه را بخاونيد. در داشنگاه کبمريج انگلتسان تقحيقي روي روش خوادنه شدن

کملات در مغز اجنام شده است که مخشص مي کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا

و اتنها ي کلمات را پدرازش کرده و کمله را مي خاوند .به هيمن دليل است که با وجود

 به هم ريتخگي اين نوتشه شما تواسنتيد آن را بخاونيد
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم مرداد 1387 توسط تحریریه |

 

افسانه سه برادر" ريشه در واقعيت، تاريخ و افسانههاي چيني دارد اي برادر کجايي؟


در فاصلـه بين انقراض امپراتوري مقتدر هان که چين را براي قرنها يکپارچه و متحد نگاه داشته بود، و برقراري وحدت توسط سلسلـه تانگ (که عصر زرين فرهنگ و ادب چيني را بهوجود آوردند)، کشور چين به مدت 400 سال دستخوش آشفتگي، چندپارگي، جنگ داخلي و درگيريهاي تمامنشدني حکومتهاي محلي بود. اين دوره از تاريخ چين را عموما مورخان با قرون وسطاي اروپا مقايسه ميکنند و شاعران چيني، به آن "دورـه مرارت" لقب دادهاند. با اين حال، دورهاي شصت ساله از اين عصر هست (221 تا 280 ميلادي) که در ميان توده مردم چين، شهرت عجيبي دارد و مردم، قهرمانان اين دوره را بهتر از هر بخش ديگري از تاريخ چين ميشناسند. بر اثر نقل و رواج مجموعـه مشهوري از داستانها و روايتهاي نيمه تاريخي- نيمه افسانهاي، اين دوره در نظر مردم به عنوان عصر حماسه و دلاوري شناخته ميشود. مجموعـه اين داستانها و افسانهها يک نام دارد: افسانـه سه قلمرو يا افسانـه سه برادر.


ماجرا از يک غروب بهاري و يک باغ هلو شروع شد. جواني بود از وفاداران به امپراتور . . .

 

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد 1387 توسط تحریریه |
 


منبع و تحليل وبلاگ رضا آشفته:

آن چه ايرج زهري، منتقد، مترجم، نمايشنامه‌نويس و مدرس تئاتر در"يادها و بودها" در سال 1382 منتشر مي‌كند، صرفاً خاطره نويسي نيست، بلكه از ديد خود به كنكاش در مورد يك مقطع از فرهنگ و هنر معاصر(به ويژه تئاتر ايران) مي‌پردازد.
اين پژوهشگر نكته سنج تئاتر، درباره چرا"يادها و بودها"؟ مي‌گويد:«من هيچ وقت تا اين حد كه امروز به هويت فكر مي‌كنم، به اين مقوله فكر نكرده بودم. هزار سال پيش از اين، فردوسي سرود:«چو ايران نباشد تنِ من مباد/ بدين بوم و بر زنده يك تن مباد»
وي مي‌افزايد:«يادها و بودها گونه‌اي كارنامه هنري است. قصد دارم كه فضاي تئاتر ايران را بررسي كنم؛ امتيازها و مشكل‌ها، بدي‌ها و خوبي‌هاي هنرمندانش(‌از جمله خودم) را نشان بدهم. در طول بيش از 40 سال حضور در پهنه هنر ايران با چهره‌هاي درخشاني از هنرمندان(هموطن و خارجي) آشنا شدم؛ دوستي برقرار كردم؛ هم محبت بسيار و هم دشمني بي اندازه ديدم. اهل ملاحظه كاري، پارتي بازي و زد و بند نبودم. با هنر"راحت الحلقومي" و هنرمندان آن ميانه‌اي نداشتم، به كم راضي نبودم، نه تنها بر ديگران كه بر خود هم سخت مي‌گرفتم و مي‌گيرم... "هنر" گنجي است كه بي رنج ميسر نمي‌شود و"نقد"، ارزيابي و ارزشيابي است.»
ايرج زهري در ادامه اشاره مي‌كند كه آن چه در اين كتاب مي‌خوانيد . . .
 


ادامه مطلب...
درباره وبلاگ

یه وبلاگ جالب در مورد های تک و بعضی موارد علوم انسانی
www.ankiduislove@yahoo.com
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
پيوند ها





Powered by WebGozar

Blog Skin