ماه گشت
مجله ای در مورد علوم انسانی و های تک
|
|
|
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 توسط تحریریه
|
![]() آلبوم پرنده بي پرنده را دوست دارم و بعد از مدتي دوباره گوشش مي دهم . به خاطر مايه هائي كه از خاطرات ترك خورده نسل قبلش دوباره جمع مي كند و تم و نواي تازه كه در دنياي ترانه جستجو مي كند . اما زيادي سخنراني مي كند . بي تعارف شايد به خاطر عصر نوزائي رسانه در ايران باشد . دوره اي كه همه حرف هاي زيادي براي زدن داشتند و البته گاهي اين حرف هاي جاي مناسبش را براي بيان و نشستن پيدا نمي كرد . ![]() پرنده بي پرنده تجربه خوبي است اگر اهنگ هايش را تك تك و چند بار پشت هم گوش كني تا دنيايش در جانت بنشيند و با آدم هايش هم كلام بشوي و تصاويرش جان بگيرد بعد شايد بچه هاي پائين شهر با عبارت قلمبه نون ندارند بخورند تو را اذيت نكند و پايگاه متوسط شاعرش را درك كني چه اگر اين تعبير نبود نوع و خواستگاه خيلي از جاهاي جغرافيايي اش بچه هاي پائين شهر را نوستالژيك تر مي كرد و چه بسا آنها مشتري پر و پا قرص تري براي اين البوم بودند . تمهيد گم شدن صداي مرد كوچه باغي در ميان بوق و كرناي شهر هرچند خيلي دهه پنجاهي است اما با مزه است . به دل مي نشيند كه شايد براي اجراي خوبش باشد . هرچند پدر اين نوع نوستالژي خواهي مانع اصلي توسعه در ايران است . چون دائم خودش را با رو ساختها قياس مي كند و در وانفساي بي رسانه اي از رفتن به عمق تحولات باز مي ماند . ...
ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم شهریور 1387 توسط تحریریه
|
این مطلب گزیده ای است از گفتگو های گوناگون در مورد خیام در سایت گفتگو و ادبیات فارسی که با جستجوی عنوان مطلب می توانید به اصل مطلب دسترسی پیدا کنید .
خيام يكي از معماهاي ادبيات فارسي است. همان طور كه حافظ هم هست و قرنهاست درباره اين دو شاعر يعني حافظ و خيام صحبت مي شود و اين اختلاف هميشه وجود دارد كه آيا خيام عارف يا مرد متديني بوده است يا يك شخص لذت جو و شراب خواره و منكر شريعت؟
ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم شهریور 1387 توسط تحریریه
|
![]() نقدي بر رمان درخت انجير معابد احمد محمود رمان درخت انجير معابد آخرين رمان منتشر شده از زنده ياد احمد محمود و واپسين يادگار به جا مانده از اين نويسنده ي بزرگ مردم گرا است كه چاپ نخست آن در سال 1379 توسط انتشارات معين در دو جلد منتشر شد. اين رمان, پس از رمان هاي همسايه ها, داستان يك شهر, زمين سوخته, مدار صفر درجه, پنجمين رمان احمد محمود است كه در طول حدود چهل و پنج سال فعاليت ادبي او منتشر شده است. در اين مدت, احمد محمود افزون بر اين پنج رمان, هشت مجموعه داستان, يك برگزيده داستان و دو فيلم نامه نيز منتشر كرد كه همراه با اين پنج رمان كارنامه ي درخشان, پربار و ارجمند ادبي او را تشكيل مي دهد. رمان درخت انجير معابد در 1038 صفحه و شش فصل نگاشته شده است. اين رمان مفصل , كه پس از رمان سه جلدي مدار صفر درجه بلندترين رمان احمد محمود است, رماني روانشناسانه است و دو ديد روانشناسانه ي محوري در آن قابل تميز است: روان شناسي فردي ـ روان شناسي اجتماعي, و از اين زاويه ي نگرش , رمان درخت انجير معابد داراي دو محور اصلي است: عصيان ـ خرافه , كه در درازناي داستان در هم تنيده و به هم بافته شده اند و در پيوند تنگاتنگ با يكديگر, كل منسجم و يكپارچه اي را تشكيل مي دهند. از ديد روانشناسي فردي, موضوع اين رمان زندگي پر فراز و نشيب و عصيان آميز جواني ماجراجو, بي آينده وناراضي از شرايط زندگي خود به نام فرامرز است كه به دلايل مختلف روانشناسانه, باعث بروز آشوبي بزرگ مي شود و شهركي را به خاك و خون مي كشد. از ديد روانشناسي اجتماعي, موضوع اين رمان درختي است معروف به درخت انجير معابد, كه به دلايل جامعه شناسانه, به عنوان درختي معجزه گر و مقدس, نماد باور ها و اعتقادات آييني مردم زود باور مي گردد , روح خرافه پرست عوام الناس به آن ايماني پرشور و تعصب آميز مي آورد و در نيايش آن براي خود هويت , قدرت , تكيه گاه و پناهگاه مي جويد و در سايه اش به اقتدار مي رسد. به ديگر بيان, رمان درخت انجير معابد داستان زندگي يك درخت و يك خانواده است كه تنگا تنگ هم روييده و به بار و بر نشسته اند , اگرچه هر دو كژ رو و كج رويند و ميوه ي هردوان نارس است و نا مرغوب. كانون اصلي رويداد ماجراهاي اين رمان . . . ادامه مطلب... |
|