تبليغاتX
ماه گشت
ماه گشت
مجله ای در مورد علوم انسانی و های تک
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 توسط تحریریه |


ایت یادداشتی است بر گرفته از وبلاک آرام جان که به بررسی چند نظر مرسوم در باب موضوع مطروحه اش

پرداخته  و صرفا بازتاب دهنده نظر شخصی نویسنده اش است . دوستانی که نقد و نظری دارند از طریق

ایمیل برای تحرریه  ارسال کنند تا بی کم و کاست منتشر شود :


حکایت اباصالح با ابا قاتل


سریال عطر گل یاس نو

از بعد بازی ایران عربستان بسیاری بر این عقیده اند که نظریه بازگشت در تاریخ مخالف نظریه ظهور منجی است بدان معنا که هدف از رسالت نه بازگشت به دوران بهشت آدم که رسیدن به بهشت الهی است . و از تاریخ ادیان نشانه می آورند و باغ شداد و برج یکبر بابل و غیره را به ادیان مادر پرست پیش از تاریخ نسبت می دهند که نظام عالم از درون هاویه در هم جوش ظلمات رصد می کردند . گروهی دیگر معتقدند که اگر ادیان و پروردگار یکتا مرد را به خداوندی جهان برگزید از برای عدالت بر خلق الله بود و نه اینکه خود ستمگری دیگر باشد . و اشاره می کنند بر سخنان کامل کننده ادیان حضرت ختمی مرتبت که از آن روی دین کامل شد که جهان میراث دار عدالت و حق باشد و این دو راست نشد مگر به دوری از تفریط و پیروی خرد . مادر پرستان و شیفتگان صفت جبر هر دو در دین آخر به یکسان راه خلق می زنند و ...


درست از بعد از بازی ایران عربستان بسیاری معتقد شدند که نشانه از سه که بگذشت حجت عقلی می شود و ابراهیم علیه السلام پای در مسیر امتحان نگذاشت مگر به سه بار تکرار خواب که خواب حجت نمی شود .


و مسیر تاریخ را نه ابراهیم به سوی نوح پیمود و نه رسول الله به سوی عیسی ابن مریم . حالا از چه رو شیعیان کار امام آخر را ترک کرده به صدر می تازند الله و اعلم .


 اما نگارنده معتقد است که همیشه در صفوف مردم حادثات گوناگون پدید می آید و از آن روی که حکمت خدا به سان دستی همراه جماعت است با همدلی ختم به خیر خواهد شد . هرچند که یک بر این بازی از حیث انتفاع ساقط و از راه مساوات بیرون و قائل به برگشت در تاریخ و برهان خارج از عقل و فقه و مصر بر عداوت و سیاسی کاری و نظامی گری و ملوث ساختن دامن پاک قضا است .


 من هنوز هم معتقدم که انتخابات راه مسالمت آمیز هدایت خواست ید الهی به سوی خیر است و می توان از سیلاب این نهر به سوی نقصان علنی قانون منقص و حزبی و سیاسی جلوگیری کرد .


می گویند شیطان رجیم از دو چیز می گریزد ایمان مقید به قول و عقل ملبس به تقوی . و می گویند قول دهنده و قول گیرنده را صیغه ای است که بر کاغذی می خوانند که در آن حدود و صغور مروت نامه را به انجام رسانده وبر عادلان گواه می گیرند و قدر از آن راه بر جائران می بندد .

و راه را بر شیطان باز نکرد مگر نشست بر پای صیغه غیر دقیق تا خرد را از لباس تقوی بیرون ببرد . و از آنجا که قانون ما دقیق و مجریان آن صدیق و وابسته به هیچ استاد و مرید و مرادی خارج از حدود خرد نیستند و قانون به مروت جاری می سازند از تعویذات چاپی بی نیاز و اتاق ایشان مانند بیت رسول الله مایه آرامش پناهجویان خواهد بود که حکم به وسع می کنند و قیاس مع الفارق . گروهی البته معتقدند که قانون ما کامل و عدالت ما واثق و رجای کامل دارند که مردم از این کژ فهمی بیرون آمده و بسیاری قول نداده پس نگیرند و از میثاق نبسته باز نیایند و...




البته


 اینها همه بعد از بازی ایران و عربستان اتفاق افتاد !

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 توسط تحریریه |

سرو: سیدمحمد خاتمی  در اجلاس مجمع تعامل که در شهر جده عربستان برگزار می‌شود، سخنرانی کرد. این اجلاس با حضور جمعی از روسای سابق کشورها تشکیل می‌شود و خاتمی نیز به دعوت هلموت اشمیت صدر اعظم اسبق آلمان و مالکم فریزر نخست وزیر اسبق استرالیا در آن شرکت کرده‌است.

متن کامل سخنرانی سید محمد خاتمی در اجلاس مجمع تعامل به این شرح است:

به نام خدا
عالیجنابان
رؤسا و اندیشمندان
در آغاز مایلم تشکر خود را از شورای تعامل که این جلسه مهم را در عربستان سعودی برگزار می کند ابراز نمایم و از میهمان نوازی برادران سعودی قدردانی کنم. برای اینجانب فرصت مغتنمی است که در این مجمع در مورد مسائل حاد جهان، نقش دین در جامعه و زمینه های صلح و تفاهم با شما تبادل نظر کنم.

وقتی به تاریخ رجوع می کنیم نمی توانیم نقش دین را در ایجاد، بسط و پویایی تمدن ها و منشائیت ادیان در ارزش ها و انگاره های والای انسانی انکار کنیم؛ ولی از این نکته نیز نمی توان چشم پوشید که در مواردی تنازعات تلخ و خونین منشاء دینی داشته اند یا نگرش دینی در بسط و تداوم آن نقش داشته اند. هرچند به نظر من جنگ ها و خشونت ها و درگیریها عمدتاً منشاء اقتصادی و سیاسی داشته اند.

یکی از عوامل بروز خشونت وجود هویت های محتلف و دارای تصلب است که هرکدام، اثبات خود را در نفی دیگری می داند و صاحب هویت داری چنان خودبینی و تعصب است که برای رهایی از چنگ هویت ”دیگر“ یا به چنگ آوردن آن، راهی جز توسّل به زور و فریب نمی بیند.

در هویت بخش بودن دین تردیدی نیست و گوهر محوری دین ”امر قدسی“ است، ولی همواره امکان سرایت ”قداست امر متعالی“ به هویت دینی افراد و جوامع – که امری انسانی است- وجود دارد. اگر چنین شود، دینداری می تواند مبدل به عاملی برای عدم تسامح و ابزار خشونت در برابر هویت هایی شود که آنها را نامقدس یا نسبت به هویتِ خود فرودست می بیند. ولی چنین واقعه هایی را باید ناشی از تلقی نادرست انسان ها – که موجودات تاریخی هستند – از دین – که در ذات خود فراتاریخی است- دانست و به عبارت دیگر این امر ناشی از تحریف دین است نه برخاسته از ذات دین.

به حکم تعلق به آیین اسلام، در اینجا می کوشم از منظر اسلام، اشاراتی به موضوع کنم تا آشکار شود که دین در ذات خود نه تنها عامل ستیز و خشونت نیست، بلکه می تواند سبب لطیف ترین رواداری ها و اخلاقی ترین روابط میان انسانها گردد.

قرآن کریم شاخصه ایمان و شخصیت مؤمنان را چنین بیان می کند:
” وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ ...“
سوره بقره، آیه 285

مؤمنان همگی به الله، فرشتگان و کتابها و پیامبران او ایمان دارند (و بر این اصل پای بند اند که:) میان هیچ یک از پیامبران تفاوتی نمی گذاریم.

بر پایه این آیه شریفه مؤمن کسی است که به همه پیامبران – و نه تنها پیامبر اسلام- و همه فرشتگان و کتابهای آسمانی ایمان و باور دارد و برای اینکه در این بینش جامع تردیدی نماند تأکید می کند که هیچ تفاوتی میان پیامبران نیست.

با چنین دیدی، مؤمن به اسلام خود را در چارچوب هویتی می یابد که مؤمنان به ادیان دیگر در آن قرار دارند، هویتی که نه تنها موجب تسامح، بلکه سبب ایجاد نوعی یگانگی میان پیروان ادیان مختلف می شود.

به عبارت دیگر، در اسلام همچون همه ادیان و آیین ها، وجود هویت ایمانی که مؤمنان را در یک دایره مشخص قرار می دهد انکارناپذیر است. ولی این دایره با دوایر دیگر متقاطع و متنازع نیست، بلکه می تواند متداخل باشد و نوعی انس و الفت و محبت را اساس رابطه با هویت های دیگر قرار دهد. اسلام همچنین همه پیروان ادیان دیگر را دعوت می کند تا در دایره ای وسیع تر از دایره هویت خاص گرد هم آیند:
” قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَيَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ ...“
سوره آل عمران، آیه 64

بگو ای اهل کتاب پیرامون کلمه سواء که میان ما و شما است فراهم آییم: هان جز خدای را نپرستیم و چیزی را بر او انباز نگیریم و پاره ای از ما پاره دیگر را ارباب نگیریم.

به این ترتیب ترسیم کننده هویتی فراگیر است که دو پایه دارد: ”یکتاپرستی“ و ”آزادی و آزادگی“.

و اما در باب نسبت میان اسلام و مسیحیت، نه تنها گفت و گو ممکن است، بلکه فراتر از گفت و گو، همزیستی و بالاتر از همزیستی، همراهی و همکاری برای صلح بشری در این لحظه حساس و پرتنش تاریخی ضروری است.

گفت و گوی اسلام و مسیحیت درباره صلح به ایجاز و زیبایی در این آیه قرآن کریم، از قول حضرت عیسی علیه السلام بیان شده است:
وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
سوره مریم، آیه 33

سلام من بر روزی که زاده شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته می شوم.

کلمه ”سلام“ هم به معنی صلح و هم به معنی درود است. سلام به معنی عدم آلودگی به آفات ظاهری و باطنی است. معنی این کلمه قرآنی، با معنی کلمه دیگری در قرآن، یعنی کلمه ”امن“ کاملاً نزدیک است. فرق آن دو در این است که ”سلام“ مفهومی عام و مطلق است، اما ”امن“ همیشه نسبی است، مثلاً امنیت داشتن از جنگ یا در امان بودن از بیماری.

جمله منقول از حضرت عیسی (ع) چون در قرآن آمده است پس مرتبط با اسلام است و چون به نقل از حضرت عیسی است، با مسیحیت مرتبط است و موضوع کلام حضرت عیسی علیه السلام صلح است و این یعنی تصویر خلاصه ای است از گفت و گوی مسیحیت و اسلام درباره صلح.

صلحی که در اینجا و در بسیاری از منابع مهم دینی از آن سخن رفته است عیناً به معنی صلحی که از زمره اصطلاحات علوم سیاسی است نیست، گرچه متضمن آن نیز هست.

قرنی که بر ما گذشت، قرنی سرشار از خشونت بود. چه به صورت دو جنگ جهانی، چه جنگهای منطقه ای و چه جنگ سرد و چه به صورت اوج گیری پدیده زشت تروریسم که نمونه ای از آن را در اولین سال هزاره سوم میلادی در نیویورک و واشنگتن شاهد بودیم، امری که به نوبه خود سبب شد تا جنگ افروزان، فضای بین المللی را به فضای جنگ زده و نفرت آفرین تبدیل کنند.

اگر قرن گذشته، قرن دست آوردهای بزرگ علمی، فنی و اجتماعی بود، قرن تولید خشونت و نفرت نیز بود.

نفرت و خشونت چون دو قطب در تأثیر و تأثر متقابل، لحظه به لحظه یکدیگر را تقویت کردند. این دو پدیده، زندگی را در شرق و غرب عالم بر انسان سخت کرد و دلهره ناشی از ناامنی، لذت زندگی را از جهانیان گرفت. کافی است به علل و زمینه های وضعیت پیش آمده بنگریم تا دریابیم که دین و فرهنگ در پدید آمدن این وضعیت تأثیر نداشته است. بلکه تهی شدن زندگی از اخلاق و معنویت و رو آرودن به ”سودانگاری“ مفرط که خود ناشی از غفلت از دین و معنویت و اخلاق است، عامل مهم پدیدآمدن این وضع ناگوار بوده است و این در حالی است که سیر کمالی عقلانی و اجتماعی بشر می بایست زمینه ساز بهبود زندگی و تصحیح روابط میان انسانها، چه در عرصه های ملی و چه بین المللی باشد، ولی همیشه آرمانها و ایده های بشر با واقعیت تطبیق نمی کند.

از آنجا که خود آدمی با گذشت زمان و از راه آزمون و خطا متحول می شود، لذا جان آدمی امری کمال پذیر و افزون شدنی است. چنانکه در همین فضای تنگ و ویرانگر جنگ و خشونت، ما صدای صلح و گفت و گوی میان تمدن ها را شنیدیم و با اجماع جامعه جهانی، سال 2001 میلادی، از سوی سازمان ملل متحد، سال گفت و گوی تمدن ها نام گرفت و این امر نشانه پیروزی بزرگ خرد بر خشم و محبت بر نفرت، لااقل به لحاظ ذهنی و معنوی بود.

قرنها باید زمین با خون آدمیان بی شماری آبیاری می شد تا امروز فضیلت و رجحان گفت و گو بر جنگ به آسانی و سادگی نزد همگان پذیرفتنی باشد. گرچه به روشنی می دانیم که فاصله ای بسیار زیاد میان پذیرش ذهنی این مسأله که امروز بدیهی جلوه می کند تا تحقق واقعی آن در مناسبات و روابط بین المللی وجود دارد.

تاریخ و حوادث تلخ آن را هر ملتی باید کم و بیش به تجربه بیاموزد و شاید یکی از وجود تراژیک بودن هستی آدمی در همین واقعیت نهفته شده است.

اگر می شد از متون مقدس و از تاریخ بی واسطه درد و اشک و تجربه آموخت، بسیاری از فجایع بزرگ ناشی از جنگ ها و درگیریها قابل اجتناب بود. اگر می توانستیم بی تجربه بیاموزیم تنها همین چند جمله از کتاب مقدس تمام بشریت را کفایت می کرد:
”او در میان اقوام داوری خواهد کرد و اقوام بسیاری را سرزنش خواهد کرد و ایشان شمشیرهای خود را برای خیش و سرنیزه های خود را برای اره ها خواهند شکست. قومی بر قوم دیگر شمشیر نخواهند کشید و دیگر جنگ نخواهد بود“ کتاب اشعیای نبی، 2:4

نکته بسیار مهم گفت و گو در مورد مسائلی است که به شرط لازم برای تحقق صلح و عدالت در جهان تبدیل شده است و از جمله آن مسائل حیاتی، گفت و گو و کوشش جدی و عملی برای تحقق صلح و جلوگیری از تروریسم و جنگهای نظامی وسیع است. جنگهایی که امروز (و لااقل تا دیروز) با نیرنگ سعی می شد سبعیت و بربریت مهیب آن را در سایه تذکر و توجه دائمی به سبعیت و بربریت دیگر یعنی ”تروریسم“ درحاشیه و سایه قرار دهند.

ولی آنچه مسأله مهم همه ما و جهان آشفته کنونی است، خشونت و جنگ است که از یک سو ناشی از سوء تفاهم های مزمن و از سوی دیگر منشاء نفرت و نا امنی است.

در حالی که هر دو دین بزرگ جداً پیروان خود و بشریت را به صلح و همزیستی فراخوانده اند.

اسلام نیز مانند مسیحیت و یهودیت بر خداگونه بودن انسان صحه گذاشته است و بر آن است که خداوند انسان را به صورت خود آفریده است. خداگونه بودن انسان تنها فضیلت و مزیت نیست، بلکه مستلزم کوشش خستگی ناپذیر اخلاقی است برای دستیابی به صلح عمومی و غلبه بر نفرت و دشمنی و اینچنین است که می توان دنیایی را تصور کرد که مسیحی و مسلمان و یهودی و دیگران تسلیم شیطنت هایی نشوند که سودانگاران و جنگ افروزان به کار می بندند تا آنها را در برابر هم قرار دهند، بلکه می توانند در کنار هم قرار گیرند و برای صلح مبتنی بر عدالت و بهزیستی و تأمین زندگی خوب نه تنها برای پیروان ادیان خود، که برای همه انسانها تلاش کنند.

استقرار صلح علاوه بر لوازم و زمینه های اجتماعی نیازمند جانهای صلح طلب است. صلح زمانی مستقر خواهد شد که آدمیان بتوانند قلب خود را چونان ملکوت آسمانی سرزمین حکومت بی شریک و بلامنازع خداوند سازند.

با سلطنت پروردگار بر قلوب مردمان است که اسباب جنگ و نفرت یکسره برچیده خواهد شد. تنها سلطنت خداوند که همان سلطنت گسترده دامن محبت است – محبت به خدا، محبت به انسان و محبت به همه جهان به مثابه مظهر جمال و جلال خداوند- قادر است ما را برای همیشه از ترس و حرص و نفرت و خشونت آزاد کند و اراده های خودپرست و منفعت طلب یکایک ما را به عزم استواری برای ایثار و دوستی و شفقت مبدل سازد.

اکسیر اعظم که کیمیاگران در پی آن بودند محبت خداوند است. با نام پر از لطف او است که بر جنگ پیروز خواهیم شد و زندگی ما معنی و لطافت و بهجت می یابد.

نام خداوند را که نام همه کمالات و خیرات و زیبایی ها و حقایق است نباید و نمی توان سرلوحه جنگ و نفرت قرار داد و جاهلانه سخن از جنگ های صلیبی گفت. جهان ما نباید چندان از حیث اخلاقی سقوط کند که گوش خود را بر فریاد مظلومانِ ضعیف ببندد، که اگر چنین کند به گسترش تنشی دامن زده است که چه بسا کمتر کسی از لهیب های آن جان سالم به در برد.

در ورای اختلافاتی که عمدتاً تاریخی و فرعی است می تواند و باید با گفت و گو برپایه مشترکات از جهنمی که دوری از حق و عدالت آفریده است رهایی یابیم.

دین ما اسلام نام دارد و اسلام با ”سلام“ و ”صلح“ هم ریشه است. اعتقاد به اسلام مستلزم تسلیم و تفویض اراده های منفعت طلب و خودپرست و ستیزه جوی جزئی به اراده سراسر خیر و محبت خداوند است و مگر حضرت موسی و حضرت عیسی و همه پیامبران بزرگ خدا پیروان ادیان خود را به همین امر مهم فرا نخوانده اند؟ پس مسلمان حقیقی و مسیحی و یهودی حقیقی کسی است که دعوت خداوند را برای ورود به سرزمین صلح پذیرفته است.

سلام یکی از زیباترین کلمات قرآنی است و خداوند این کلمه زیبا را از جمله در ارتباط با عیسی مسیح علیه السلام به کار می برد و اینچنین دروازه صلح را به روی همه ما می گشاید.

نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 توسط تحریریه |

[This article created with generous assistance from Agustin Otegui]

Green architecture comes in many forms though lately it seems like these forms are stranger than ever. Urban skyscraper farms? Floating eco-cities? Glowing solar towers? Turbine-driven skyscrapers? Magnetically levitated wind collectors? Where does it end?! With all of these emerging green technologies it seemed an appropriate time to take a look at seven of the most amazing real and conceptual designs currently at the forefront of ecological innovation. These examples push the limits of ecological architecture and contemporary urban design discourse.

The so-called Lilypad Project is perhaps the most fantastical of these green wonders and certainly the farthest from being built but is too amazing a concept not to mention. The idea is to create a series of floating self-sufficient ocean-going eco-city islands. Each one would be able to house ۵۰,۰۰۰ residents and would support a great deal of biodiversity. Collecting pools located in their centers would gather and filter water for use on board. These would be places for adventurers and refugees alike as water levels rise around the world and threaten many, particularly island, habitats.

The most impressive feature of the new Bahrain World Trade Center is, no doubt, the three massive wind turbines situated between the two towers comprising the main building. Each of these ۸۰-foot turbines projects from a bridge between towers. The shape of the towers themselves channels and accelerates air moving between them which will help the building generate even more power. It is by far the largest wind-powered design incorporated into a massive building project to date.

The MagLev Wind Turbine is a big step forward in the world of wind power. By using magnetism to levitate the blades friction is eliminated and more power can be produced without any additional power expense (since the magnetics require no energy to run). The MagLev has a low threshold velocity for producing energy, could theoretically survive for centuries and can power up to ۷۵۰,۰۰۰ homes. Though the initial investment involved hundreds of millions of dollars the payoff is potentially huge.

This glowing solar tower looks like something straight out of the Bible. Glowing bright white it sticks out like a sore (giant’s) thumb in the middle of the rolling countryside in Spain. So what is it? Well, it is Europe’s first commercial power station to harness the energy of the sun. How does it work? The sun’s rays are all directed at a single point of the tower and turn water at that point into steam. The steam in turn moves through turbines and generates energy. A strange but very functional process.

Urban skyscraper farms are still purely conceptual for now but are amazing theoretical propositions. They would provide locally grown food in densely packed urban centers. Some such designs incorporate elaborate rainwater reuse systems and other sustainable strategies intended to minimize their environmental impact and maximize their productivity. However, they are massive in scale and would cost a great deal to build. This huge initial outlay is part of what is keeping them out of production.

The Dongtan Eco-City is designed to be the world’s first not only an environmentally but also a “socially, economically and culturally” sustainable city. The site is over ۵۰ square miles in size and will be split between agricultural and urban areas. The city relies on its own wind and solar energy as well as organic farming strategies. Public transportation will be entirely emissions free. In many ways this is a prototype for large-scale city planning within a fully eco-friendly mindset.

The so-called Lighthouse skyscraper is a ۱۰۰۰-foot-tall office skyscraper that is designed to use about half the water and energy of a typical high-rise building. The tower design employs solar energy collection and wind farming techniques coupled with strategies to reduce the use of and improve recovery of energy and water within the building. If/when built, this building will be a kind of working prototype for future green design in massive urban construction.

While these projects are extremely impressive in terms of their scope, scale and innovation many of them are expensive and difficult to replicate. They are, in short, large-scale solutions to a pervasive problem that exists on all scales with respect to sustainability in design. So what is the answer? Well, some designers have come up with alternatives that are meant to work at varying scales and within more limited budgets. Agustin Otegui’s Nano Vent-Skin is a perfect example.

What is it? In short it is a structure that acts like a skin. It is composed of mini wind turbines made out of micro organisms which generate energy from wind and sunlight. NVS was born as a small scale alternative after seeing all the gigantic projects (like those mentioned above) being built around the world. Where it seems that in order to be green you have to think big and build something impressively huge. This concept tries to make Architects and Designers think on a smaller scale and apply it to existing buildings, houses and structures or even tunnels and barriers to generate energy.

More Underground, Underwater and Other Wonders of the World

۷ Underground Wonders of the World
۷ (More!) Underground Wonders of the World
۷ Underwater Wonders of the World
۷ Island Wonders of the World
۷ Engineering Wonders of the World
۷ Urban Wonders of the World
۷ Wonders of Modern Green Design and Technology

Amazing Abandoned Cities, Places and Property of the World

۷ Abandoned Wonders of the World
۷ (More!) Abandoned Wonders of the World
۷ Abandoned Wonders of America
۷ (More!) Abandoned Wonders of America
۷ (Even More!) Abandoned Wonders of America
۷ Abandoned Wonders of the Former Soviet Union
۷ (More!) Abandoned Wonders of the Former Soviet Union
۷ Abandoned Wonders of the European Union

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 توسط تحریریه |
 

وارثان نا لايق عصر جديد
 

با طيب خاطر نقد هاي مرسوم بر فيلم بهرام بيضائي را مي خواندم و قياس مي كردم با دوره هاي

مختلف نقد نويسي و زمان هاي شاخص آن و نگاه مي كردم به خواستگاه نسل ها و آدم هاي اين دوران

كه از كجا مي آمدند آرمانشان چه بود كدام ها سر خوردگي و فرياد فروخورده شان را  هوار مي كردند بر

مظاهر ارتجاع دوران خودشان كه فيلم هاي فارسي بود و كدام ها تحصيلكرده بودند در ايران و فرنگ و

نتيجه تضاد خيال نوشته هايشان با آشي كه در غيابشان پخته شده و البته آدم هاي اين دوران كه ظاهرا

آكادمي رفته اند و آزادي ديده و از بند رژيم ستم شاهي آزاد و با ليبراليسم و توتاليتاريسم و سرمايه داري

در جنگ .و خب اين نقد ها (را جمع بندي آثار چاپي اين نسل و متاسفانه اگر وبلاگ ها را هم اضافه

كنيم) چنگي به دل نمي زند .

 

شايد روزگاري منتقدان حكايت و يا فابل را بهتر مي خواندند و با آن آشنا تر بودند و ساده تر مي فهميدند

كه منظور از همسر ناصر معاصر در سگ كشي فرهنگ است كه عاشقانه ايستاده و بازي مي خورد و يا

اين فرهنگ در وقتي همه خوابيم  براي نجات مرد سرزمينش فرياد مي زند و باز خواني اين حكايت ها اگر

براي نسل امروز راحت بود همان زمان سگ كشي مي خواند

كه گلرخ چه مي گويد در جواب باغبان كه چه بلبشوئي مي شه اگه همه بخوان از هم بدزند .....

 و شايد ديگر اين بلبشو نمي شد و خوب يك دست مگر چقدر صدا دارد آن دستي كه هر هفت سال يك

بار گفتگوي تنهايي دارد با باد .

 شايد زمانه عوض شده و ما مثل مرد شوخ و شنگ فيلم چاپلين اصلا اسير ماشين عظيمي شده ايم كه

ما را دچار پارانويا مي كند و در دستشوئي هم از سيگار كشيدن بازمان مي دارد كه چه نشسته اي به

فرديت و جمع امروز ما فردي درش مجال نفس خواستن ندارد و اين البته مقدمه فيلم بعدي چاپلين هم

هست كه نمايش دهنده يك بد فهمي كامل است از جمع و آخرين اميد ها براي خنديدن و زه زدائي از

ديكتاتور كوچك كه اداي خدا را در مي آورد از جائي همين حوالي و بعد البته در پايان جنگ مي ميرد به

همراه خانواده اش و يك داغ ننگ اجباري بر پيشاني والا بودن بشر و توانش براي خود داري از افراط و

تفريط .

 

متاسفانه عصر جديد گاهي بد فهميده مي شود . عصري كه دانشگاه از مصاديق آن است و به جاي

آموزش مباني تحقيق پخته خوري را آموزش مي دهد از همان دم كنكور تا پايان نامه هاي دم به دم

تكراري و هزار درد ديگر كه سر فراق دارد ...

 

شايد آن نسل قديمي كه دانشگاه نمي رفت وآزادي نداشت حداقل توي توالت سيگار ميكشيد و براي اين

حقش مي جنگيد . شايد پژوهش گر سترگ آن نسل اين روزها غريب باشد اما محصول دانشگاه ديده و

نديده اين روزها چندان مايه مباهات نسل ما نيست .

 

كه عجول است و كج سليقه و بي مدارا هيچ  ملكي تا اين حد بر سامان خودش ستم روا نداشته و

تيشه به ريشه خود نزده و دست بر بريدن آثار خودش نبرده و بلاهتش را برچسب فاخر و ملي و گران و

چنان نزده ...

ديگر بس است نه به اين دليل كه توبه كار شده ايم به اين دليل كه قطار رفت و ما جا مانده ايم به

دشمنان هر سوي آبي تبريك مي گويم و سيني حلواي عزاي ملي را به ايشان تعارف مي كنم خدا

رحمتمان كند كه از اين خواب گران نخيزيم هرگز ..

 

و يك توصيه كه وقتي همه خوابيم داد و بيداد نكن آقاي فلاني مگر يك دست چقدر صدا دارد .

 

 از مست و قلندر 

 پی نوشت : سیگار را بخوانید نفس

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 توسط تحریریه |

کارتی که میبینید، طرح جدیدی است که برای بلیت های هواپیما در نظر گرفته شده است. این کارت هوشمند حاوی اطلاعات کامل پرواز شما به صورت آنلاین میباشد که در صورت تغییر در اطلاعات مانند تاخیر یا کنسل شدن پرواز، به صورت خودکار توسط گیرنده های این کارت اطلاعات را به شما نشان خواهد داد. اما این کارت توانمندی های دیگری نیز دارد.

                                            

نوار کناری این کارت، به صورت یک نوار قابل جداسازی میباشد که به اندازه مچ دست شما طراحی شده است. در دو سوی این نوار دو دکمه مغناطیسی وجود دارد که در صورت اتصال با یکدیگر، به عنوان باتری فعال شده و روی این نوار اطلاعات دیجیتالی نشان داده خواهد شد. این اطلاعات شامل ساعت، تاریخ و مشخصات پرواز شما می باشد که در طی سفر شما مفید خواهند بود.

درباره وبلاگ

یه وبلاگ جالب در مورد های تک و بعضی موارد علوم انسانی
www.ankiduislove@yahoo.com
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
پيوند ها





Powered by WebGozar

Blog Skin