ماه گشت
مجله ای در مورد علوم انسانی و های تک
|
|
|
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سوم تیر 1388 توسط تحریریه
|
تماس تلفنی با کاغذ پیشرفت تکنولوژی تاثیری بر شعور انسان ندارد . از کسیکه به نص فقه و عقل معتقد نیست چه انتظاری دارید . فقط می توان گفت که به را پیشینیان نروید . آیا تاثیری دارد ؟ مسلما نه ! اینها با فطرت خودشان قبله خود را پیدا می کنند و این فضای دود زده ناشی از تقلیل فضای عقلانی و جمعی به محیط کوچک من فردی و تعمیم دادن آن به اسم استفتا از بزرگان است . اگر غیر از این بود و حدود و حد زدن با خواب و کاغذ حل می شد که فقه این همه کتاب لازم نبود . بشر در دوران نوح می ماند یا با چهار ضرب و تفسیم به بهشت می رفت که تکوین و اختیار به چه کار می آمد ؟! نتایج حاصله را به پای نفس سرکشی به نویسید که الحکم الا لله دیگری سر داده و از ولایت عقل به ولایت نفس پناه برده ! دنیایی که یک عقل کل در آن برای هر چیزی جواب پخته ئی بدهد از پایه با معاد عدل و عقل تکوینی تضاد دارد ! این یعنی تلاش برای تبیین برهانی که از پایه غلط است راه به جائی نمی برد ! حالا به کسی که سفسطه را دوست دارد چه می شود گفت .
اینهم نتیجه حاصله که مثل آب آلوده به گل است یعنی کدورتی که نتیجه پیشتر ابستادن از وسع و وظیفه است . نتیجه هر چه باشد مشمول همان خطوط بالاست :
شما مخلید ! این جمله ناقصی است که می تواند بخشی از یک قربان صدقه یا حکم اعدام باشد ! شما مخلید یعنی شما چیزی را مختل کرده اید این می تواند شامل تابش نور خورشید یا پایی باشد که روی شلنگ قرار گرفته است . اصرار مخل می تواند باعث شود تا دیگران در عزایش سپید بپوشند و هلهله کنند ! مخل می تواند موجی باشد که از خورشید ساطع می شود و گاهی شبکه های ارتباطی را مختل می کند ... پس اختلال را باید توضیح داد . زمانی مخاطب هفتاد میلیون گوسفند شانزده ساله هستند اما چهار سال بعد اینها هفتاد میلیون گوسفند شانزده ساله نیستند ! اینها نزدیک هفتاد میلیون گوسفند بیست ساله هستند که سال اول دانشگاه هستند و باز چهار سال بعد اینها نمی توانند همان هفتاد میلیون گوسفند شانزده ساله باقی مانده باشند چون بعضی رفته اند و بعضی ... آمده اند . پس این اختلال را باید توضیح داد که چطور در هاله ای از ابهام همه چیز ثابت می ماند یا تعالی پیدا می کند ! حالا جز دیگر یعنی ضمیر شما نیز مجهول است معلوم نیست کی به کی اطلاق می کند . زمانی کسی روی سینه کسی نشسته بود و نفر زیرین به روئی می گفت بگو غلط کردم تا ولت کنم ! پس صرف بازگوئی ابهامات اولیه که روش رفعش را در مقدمات و همان دبیرستان هفتاد میلیونی بلدند نمی شود فرض کرد که ( شما ) از طرف کی به کی اطلاق شده ! عده ئی هم معتقدند که زمان زود می گذرد و این که همه همان طور می مانند فرضی از سر شلوغی است که گاهی منجر به این می شود که عجب بزرگ شدی با با ! ما شا الله ! یا زیاد را می گویند هزار تا یا کم را می گویند یک یا هیچ ! حالا این جملات کلی آیا به درد کسی هم می خورد ؟ ! بله و هم نه این هم باز دو سو دارد مسلما به درد کسانی می خورد که نه مسئول حساب و کتابند و نه دبیر ند و نه با کارهای مدنی و عمومی سر و کار دارند این به درد بادگلوی فندقی می خورد که یعنی هیچ ! بدون عدد و رقم و با گنده گوئی نمی شود حکومت و دولت را چرخاند حالا این را مردم به بالا می گو یند یا بالا به مردم می گوید . همه چیز مجهول است ما را به هم گره زده اند و دارند قدس را یهودی می کنند ! مظلوم هم کسی نیست که باید از حقش بگذرد این که شما قانون خودت را داری و دعوا راه انداخته ئی دلیل نمی شود که مظلوم کنار بکشد که دعوا نشود این همان منطق زور است . زور مجموع سری کردن حقوق این مردم و امانت دادن سر رشته به دست شماست . شما هم مثل مجلس فی نفسه قدرتی نداری ! جای بدی نشسته ئی که محل سیلاب است . پس شما مخلید از بنیان به درد نمی خورد چون باد گلوی فندقی یک امر شخصی است و امر فردی محل توجه در جمع عمومی نیست . حالا اگر سیصد نفر یک حرف را بزنند جمع هستند یا فرد ؟ مثلا همین شما مخلید را اگر یکصد نفر تکرار کنند این خواسته عمومی است ؟ خیر ممکن است سیصد نفر یک شعار را به دلایل مختلفی در زمان خاصی بگویند این اجتماع است چون فردیت دارد و جمع افراد است اما اگر یک صد نفر یک حرف را به دلیلی واحد بگویند محل دو اتفاق است . اول این جمع طفیلند و عقل ندارند چون عقل با عقل متحد کامل نمی شود و این محال است البته صرف عقل به ما هو عقل نه ! همان عقول تجربی قابل حدوث در ماده ! مگر ممکن است دو نفر به یک تجربه مشترک رسیده باشند و خانواده اجتماع و توارث و تحصیل و همه چیزشان حتی مزاج یکی باشد و عین هم حرفی را بزنند ؟ این افراد طفیلند و مورد تکفل و از حقوق حقیقی محرومند و جمع حساب نمی شوند مگر همان حقوق عمومی که شامل اجازه تشکیل و تشکل نظر نمی شود با این حساب اکثریت مجلس در صورت داشتن عقاید یک سان ایدئولوژیک حق قانونی ادعای جمع یا نماینده جمع بودن را ندارد . چون عقیده یکسان مورد ادعای ایشان ناقض خرد است . چون به تکرار عقیده ئی را در زمان های طولانی مثل برهان هفتاد میلیون گوسفند شانزده ساله تکرار می کنند . که نه بزرگ می شوند و نه می زایند و نه می میرند و نه پیر می شوند ... دوم اینکه دروغ می گویند و این حرف ها ظاهر است و فکر باطنی ایشان نیست و محل تجمع قوا و ایجاد اعتبار است مثل مهر یا نقش روی سکه که مورد توافق جمعی است بر پشتوانه ئی از قوا و خودش حقیقتی ندارد . باز تکرار این حرف در علوم معرفتی نشانه نفاق است یعنی اکثریت حاضر از یک فرم ثابت ایدئولوژیک استفده می کنند ؟! و در باطن بله ؟! اما اگر عده ئی در زمان خاصی به دلایل مختلف و حتی مشابه روی ایده ئی متحد شوند این سمبل اجتماع است چون در آن تغییر و تمام عناصر حیات و تعامل که جوهر دین است دیده می شود ! دین در حال تکامل و در راستای فطرت مطمئنه و غیر مادی به اعتلای فرایند آزمون مادی مشغول است . یعنی حضرات متاخر از کلی غیر مادی حرف می زنند که در ماده قابل حدوث نیست اما یکی از سه بخش حیات است و فراموشی آن موجب غفلت می شود . تعیین بخش مادی شامل مرور زمان است پس تعیین در دین شمال نسبیت زمان و مکان و فرد است و تعیین نسبیت با کل . از این رو ست که میزان هر فردی زمان حال اوست و همه در این دایره هستند . کاری نکنید تا در عزای شما سپید بپوشند ! چون این امر شدنی است و مثل جمله شما مخلید همه چیزش مجهول نیست اما همه چیزش هم معلوم نیست این باز ربط دارد به راه رفتن شما و اینکه چه می کنید . از این جهت جاری کردن حدود حرام است و شامل احتیاط می شود ! ضرب و شتم شامل دیه می شود و قتل شامل دیه یا حتی قصاص ! این اسلام دین دقیقی است زمانی در مورد سه جز خودش و محل استنتاج مغلطه نکند . تا قدس را کاملا یهودی نکرده اند دست و پایتان را جمع کنید ! . آیا صد یک شکل و بی زمان می توان مصداق یهودی را مشخص کند ؟ خیر طفیلی از تعیین مصداق و تمام امور مربوط به صداق و صداقت محروم است چون امور دینی را تک ساحتی و بی مکان تعبیر می کند ! و آخر اینکه از کمال نسبی عقل محروم و یا طفره می رود .
ع ج
|
|